کارآفرینی و کسب و کار

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کارآفرینان» ثبت شده است

سه شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۳۳ ق.ظ mihan idea
موسس برند گراد کیست ؟

موسس برند گراد کیست ؟

اگر جزو طبقه متوسط جامعه هستید و برای خرید یک دست کت‌وشلوار مردانه برنامه‌ریزی کرده‌اید، بهترین مارک‌های تولید داخل را احتمالا  “هاکوپیان”، ” گراد”، “ماکسیم” یا” ایکات” می دانید. اما به نظر می رسد نمی‌توانید از قیمت مناسب و تنوع محصول در کت‌وشلوارهای ” گراد” چشم‌پوشی کنید.
گراد به چه معناست؟

گراد” جامه‌ای بوده است که ایرانیان باستان بر تن می‌کرده‌اند. این نام باستانی را ” محسن اصفهانیان” مدیر عامل- برای این  برند برگزید.

نام: محسن اصفهانیان
سال تاسیس گراد: ۱۳۷۰
نام شرکت : گراد آفرین www.gerad.ir

محصولات: انواع پوشاک مردانه کت و شلوار، پیراهن، تی‌شرت، کروات، پاپیون، جوراب، لباس زیر، کیف، کفش، کمربند، دکمه سردست و انواع لباس‌های زمستانی

سال ۱۳۷۶ابتدای راه بود و آموزش و تحقیق. محسن اصفهانیان -مدیر عامل- به همراه  محمودی -عضو هیات مدیره- برای آموختن طراحی و تکنولوژی روز دنیا در کارخانه های مطرح جهان راهی نقاط گوناگون دنیا شد. (کشورهایی مثل آمریکا، ایتالیا، آلمان) و با  آموختن دانش نوین صنعت پوشاک برای پایه گذاری روال جدیدی در تولید و بومی کردن صنعت پوشاک  کشور به ایران بازگشت.

او  از بدو سرمایه‌گذاری برای افزایش میزان تولید، برنامه‌ریزی گسترده‌ای برای آموزش پرسنل داشت، به‌گونه‌ای که تعداد زیادی از تکنیسین‌های گراد، دوره‌های آموزشی مختلفی در معروف‌ترین انستیتیوهای مد و پوشاک از جمله موسسه معروف ” مولر” در آلمان گذرانده‌اند.

اصفهانیان، خط تولید ” گراد آفرین” را تا سال ۱۳۸۳  گسترش داد به نحوی که  ۴۰۰ کارگر و تکنیسین، روزانه ۳۰۰ دست کت‌وشلوار مردانه تولید می کردند. وی بعدها تعداد کارگران شرکت را  به ۶۰۰ نفر رسانید تا ظرفیت دوخت‌ودوز ۴۰۰ دست کت‌وشلوار در این کارخانه امکان پذیرشود. امروزه، آن‌گونه که مدیران گراد آفرین می‌گویند، فروش سالانه گراد، فراتر از ۱۵۰ هزار دست کت‌وشلواراست که ازطریق افزایش شیفت کاری کارگران امکان‌پذیر شده است.

گراد پس از‌ هاکوپیان، دومین تولیدکننده تمام صنعتی پوشاک درایران است که البته درمقایسه با ‌هاکوپیان، خط تولید و توان نرم‌افزاری و سخت‌افزاری مدرن‌تری نیز دارد.

گراد: هر آنچه از طرح و رنگ بخواهید.

شما به هر شکل و سایزی در گراد می‌گنجید!

گراد، سایزبندی محصولات خود را براساس متد موسسه مولرآلمان،   تنظیم کرده است بنابراین، نخستین تولیدکننده ایرانی است که برای ۹۵ درصد مردان ایرانی در ۹گروه سایزی، کت‌وشلوار تولید می‌کند. ادعای مدیران شرکت گراد آفرین این است که تولیدکننده رقیب آنها-هاکوپیان- براساس متد مولر، تنها در سه سایز کت‌وشلوار تولید می‌کند اما تعداد سایزهای گراد، سه برابر این تولیدکننده قدیمی‌و پرطرفدار است. بنابراین اگر خیلی چاق هستید یا خیلی کوتاه آفریده شده ‌اید یا در هرصورت، اندازه‌ای منحصربه‌فرد دارید، به‌طور قطع، کت‌وشلوار برازنده شما درمیان محصولات گراد موجود است !

گراد جامه ای  با نام های کهن- در جستجوی محبوبیت در عین اصالت
محصولات گراد، براساس نام‌های ایران باستان نامگذاری شده است به‌طور مثال، ایساتیس- نام قدیمی‌یزد- یا سورن- به معنی نیرومند- و کلاردر –نام رشته کوهی در استان چهارمحال بختیاری و نام‌هایی از این دست، بر کت‌وشلوارهای گراد حک شده است. هرچند نام‌های قدیمی‌ و کهن بر محصولات گراد گذاشته شده اما نکته مهم این است که تولیدات گراد، برای افراد ۱۸ ساله تا ۵۰ساله طراحی شده و همان گونه که اشاره شد، در ۹ سایز به خریداران عرضه می‌شود.

نانو گراد
در راستای ارتقای سطح کیفی و نزدیک شدن به استانداردهای روز دنیا این شرکت موفق به تولید پوشاک با خاصیت ضدلک، ضدآب، ضدحساسیت، ضدتعریق و آنتی‌باکتریال شده است. الیاف به کار رفته در این پوشاک نشأت گرفته از طبیعت است و با استفاده از آن، مصرف سرانه آب و پودرهای شوینده کاهش می‌یابد که این مساله افزایش عمر پوشاک را به همراه دارد. به جز کت‌وشلوارهای معروف به نانو گراد، دیگر پوشاک نانو، ازجمله جوراب‌های نانو در فروشگاه‌های گراد وجود دارد که نسبت به جوراب‌های معمولی، بوی بسیار کمتری دارد.

 

برند  گراد در سایت رسمی شرکت، این گونه خود را معرفی می نماید:

راه گراد:ارتقا کیفیت زندگی از طریق تامین آراستگی جامعه

گراد برندی خوشنام و قابل اطمینان برای تمامی کسانی است که به آراستگی و پوشش خود می اندیشند. ما از قبل به نیازهای مشتریان خود توجه داریم و با نوآوری و بکارگیری فن آوری های نوین طراحی و تولید، جدیدترین پوشاک و محصولات مکمل مورد نیاز آنان را با برترین کیفیت و مناسب ترین قیمت ها و هماهنگ با شایسته ترین مدهای منتخب، در اختیار آنان قرار می دهیم.

گراد، سازمانی تعالی خواه و استراتژی محور است که خلق ارزش و تامین رضایت مشتریان را از طریق ارائه محصولاتی با کیفیت برتر و هماهنگ با مدهای منتخب جستجو می کند و برای دستیابی به آن، از یک سو با ایجاد شرایط مطلوب کاری، فرصت لازم برای کسب مهارت ها و بروز شایستگی ها را برای کارکنانش فراهم می آورد و ارتقا کیفیت زندگی ایشان را از طریق تامین حقوق مادی و معنوی آنها جستجو می کند و از سویی دیگر روابطی پایدار با تأمین کنندگان را تعقیب می نماید.

رعایت نظم، شایسته سالاری، احترام به کرامت انسانی و صداقت از جمله باورهای گراد در ایجاد محیطی مناسب برای پرورش و توسعه است، این درحالی است که احترام به محیط زیست را احترام به خود تلقی می کند و نسبت به وارثان آتی آن احساس مسؤولیت کرده، به قوانین و ارزش های فرهنگی و اجتماعی احترام گذاشته و از پتانسیل های آن به طور هوشمندانه استفاده می کند.

تمامی افراد جامعه که به آراستگی خود اهمیت می‌دهند مشتریان امروز و فردای گراد هستند و برای دستیابی و توسعه مشتریانی پایدار، ضمن استفاده مستمر از فن آوری های نوین و علوم مدیریت، شایستگی های خود را در انعطاف پذیری، نوآوری هوشمندانه و کیفیت برتر محصولات جستجو می کند، « تا نشان گراد همواره مترادف با نوآوری، خوشنامی و اعتماد باشد»

 

۲۹ تیر ۹۵ ، ۰۲:۳۳ ۰ نظر
mihan idea
سه شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۲۷ ق.ظ mihan idea
آیا بنیان گذار برند گلستان را می شناسید ؟

آیا بنیان گذار برند گلستان را می شناسید ؟

همواره برای جلب رضایت مشتری به ارائه محصول با کیفیت در کنار تنوع و گستردگی اندیشیده ایم.

گلستان : برای زندگی امروز

نام : سید محمد رضا، نام خانوادگی : گرامی، محل تولد : یزد

در یک خانواده ی سنتی در استان یزد و در محله ی دریان نو متولد شد. در آن زمان، پدرش کار  صادرات چای داشت و علاقه زیادی داشت که فرزندانش تحصیلات عالیه داشته باشند.   تا سن ۱۶ سالگی در ایران بود و بعد از آن به خارج از کشور رفت و در رشته کامپیوتر مشغول به تحصیل شد.

بعد از انقلاب درس را رها کرد و به ایران آمد و در رشته مدیریت بازرگانی به تحصیل پرداخت.

او  ابتدا کار تجارت و بازرگانی را با واردات شروع می کند، سپس وارد عرصه تولید می شود. و مشکلات ناشی از تامین منابع ارزی او را به سوی صادرات پسته می کشاند.

او در ادامه فعالیت هایش، مرغداری سیمرغ را که بعد از انقلاب تعطیل شده بود به کارخانه چای گلستان تبدیل کرد و  با توجه به نیاز بازار به فکر تولید چای کیسه ای افتاد.

علاوه بر این فعالیتها، در زمینه صنعت برنج و بسته بندی با کیفیت بالا نیز وارد شد و تا به امروز گلستان هم چنین در زمینه زعفران و ادویه جات، انواع کنسرو، دمنوش و غذا های آماده با موفقیت فعال است.

گلستان، پس از نیم قرن تلاش همچنان می کوشد تا با کمک تجربیات اندوخته شده در این ۵۰ سال کالاهایی قابل اعتماد و با کیفیت تولید نماید و بازار همچنان منتظر محصولات نو و با کیفیت آن  است.

 

۲۹ تیر ۹۵ ، ۰۲:۲۷ ۰ نظر
mihan idea
سه شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۱۵ ق.ظ mihan idea
ثروتمند شدن زن شمالی با درست کردن کیک لواشکی

ثروتمند شدن زن شمالی با درست کردن کیک لواشکی




او حالا ۳ سال است که برای مشتری ها کیک لواشکی درست می‌کند و با همین کار توانسته در شهرهای مختلف کشور برای خودش نمایندگی کیک لواشکی راه اندازی کند.


به گزارش پایگاه خبری «عصربازار» به نقل از مهر، شاید بسیاری از ما وقتی عکس کیک های لواشکی را در جایی می‌بینیم دهنمان به شدت آب می‌افتد، دلمان ضعف می‌رود و  نتوانیم جلوی خودمان را بگیریم تا از کنارشان راحت بگذریم، شاید هم باورتان نشود همه این ترشک‌ها را با خرید یک کیک یک‌جا داشته باشید. گاهی خوشمزگی آن‌ها معده درد برای ما شاید به همراه داشته باشد اما این کیکها بقدری خوشمزه و ملس درست شده‌اند که هرچقدر هم خورده شود تنها ما را به خودشان معتاد می‌کند.«خدیجه مرتعشی» مبتکر این کیک های لواشکی است.

 

او که در مدت ۱۰ سال این کار را تنها برای مغازه خود انجام ‌داده؛ اکنون ۳ سال است که به صورت حرفه‌ای و انبوه کار را شروع کرده و در این مدت ۴۰ نوع کیک را ابداع و ارائه کرده است. او با ذوقی که در این زمینه از خود نشان داد توانست دل مشتری را بدست آورد و جایگاهی برای خود باز کند.


این زن کار آفرین حالا ۲ مغازه در انزلی دارد و معتقد است تمام این کارها را انجام داده تا آن‌ها استعداد او را ببینند و تشویقش کنند. زمانی که این کار را شروع کرده شوهرش تنها مغازه خشکبار فروشی داشته و آن‌ها  ابتدا تنها خَمَس یا همان «آلوچه پخته و له شده در زبان محلی» می‌فروختند و بعد آن لواشک های رولتی درست می‌کنند که با استقبال فراوان روبرو می‌شود. اکنون تنها کاری که انجام می‌دهند تولید کیک های لواشکی خوشمزه است


»خدیجه مرتعشی» در انزلی بدنیا آمده، ۳۷ سال سن دارد، در این شهر ازدواج کرده و ۳ فرزند دارد که بزرگترین آن‌ها دختر ۱۶ سال‌اش است. وقتی  این مبتکر شروع به کار کرده دختر کوچکش تنها ۳ماه داشته و فرزندانش با این کار بزرگ شده‌اند و حالا بعضی اوقات به مادرشان نظرمی‌دهند تا او طرح هایش را چگونه انجام بدهد.

 

کارخانه ها برای من لواشک تولید می کنند

تمام مواد اولیه این کیک ها به‌ صورت مستقیم و زیرنظر خانم مرتعشی درست می‌شود او می‌گوید: «به چندین کارخانه سفارش طرز تهیه کیکها رو داده‌ام آن‌ها باید بدون مواد افرودنی درست شوند و باید طوری باشند که در حین ساخت نه خرد شوند نه خراب و راحت بتوانم آن‌ها را شکل دهم. یک لواشکی است که مخصوص خود من است  به‌نام لواشک کیوی که طرفدار زیادی دارد.» به خاطر کیفیت خوب این کیک‌ها از نقاط مختلف کشور به سراغش آمدند تا برای آن‌ها نیز تولید کند. همیشه به او سفارش میدهند اما خانم مرتعشی به خاطر اینکه وقت ندارد دیگر کمتر سفارش قبول می‌کند و کارگاه کوچکی با ۳ کارگر دارد که تمام این تولیداتش را در اینجا انجام می‌دهد.


داخل کیک‌ها اصلا از آرد یا خامه‌ای استفاده نشده، تنها مواد تشکیل‌دهنده آن‌ها از برگه زردآلو، زغال‌لخته، آلبالو و آلوچه است یعنی ۷ نوع میوه ترش داخل آن ها است. این کیک ها راز و رمزی دارند که اصلاً آن‌ها را به کسی نگفته‌اند و برای تقلید نکردن دیگران از کار او رازش را برای خود نگه داشته و کارگرانش تنها کارهای ابتدایی را انجام میدهند و او کیکها را آماده می‌کند. ابتدا کیک ها به صورت لایه‌لایه بوده است که در طول زمان تغییر شکل می‌دهد به شکل امروزی در می‌آید. خانم مرتعشی می‌گوید: وقتی مردم با من صحبت می‌کنند معتقدند من این کارها رو جایی آموزش دیدم اما من می‌گویماگه اینطور بود باید کل ایران از این کار پر باشد اما میبینید که تنها اینجا است. پول شیرین است ولی من تنها به سود خودم فکر نمی‌کنم بلکه برای من کیفیت اهمیت بیشتری دارد.


خانم مبتکر می‌گوید: «من از ترشی زیاد استفاده نمی‌کنم چون معده رو از بین می‌برد. من این کیک ها را طوری درست می‌کنم تا ترشی بیش از اندازه نداشته باشد و مشتری ها چندبار از این کیک ها را بخرند. هیجان مردم من را بیشتر تشویق می‌کند که طرح تازه بزنم با اینکه دیگر ویترینم جایی برای طرح جدید ندارد ولی من به تازگی طرحی زدم که به زودی به مشتری ها عرضه می‌کنم»


چند سالی است که اطرافیان خانم مرتعشی به جای خریدن کیک های چاق کننده از او می‌خواهند که برایشان کیک درست کند. وقتی داخل اینترنت می‌چرخید متوجه تعداد زیادی عکس از این کیکها می‌شوید و حتی داخل اینستاگرام یک صفحه به این نام دارد. خانم مرتعشی در اینباره می‌گوید: مردم خودشان این عکس ها را می‌گیرند و در اینترنت می‌گذارند حتی کسانی بودند که این‌ها را خریدند و به خارج بردند و عکسش را برای او فرستاده‌اند.

​منبع: عصر بازار

 

۲۹ تیر ۹۵ ، ۰۲:۱۵ ۰ نظر
mihan idea
يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۵، ۰۴:۵۲ ق.ظ mihan idea
رویای مزرعه بزرگ پرورش و نگهداری اسب ها

رویای مزرعه بزرگ پرورش و نگهداری اسب ها

جک کانفیلد قصه جالب و بسیار آموزنده ای را نقل میکند که بسیار زیبا و تامل برانگیز است !
او میگوید : دوستی به نام « مونتی رابرتز» دارم که صاحب یک مزرعه بزرگ پرورش اسب در «سان سیدر» است.

بار آخری که آنجا بودم ، او داستان زندگی مرد جوانی را برایم تعریف کرد که تا مدت ها ذهن مرا به خودش مشغول کرد!

داستانش به مرد جوانی برمی گشت که پسر یک مربی اسب بود …

یک روز درمدرسه از پسر خواستند در مورد اینکه در آینده دوست دارد چکاره شود ، انشایی بنویسد .
آن شب او اهداف زندگی اش را و اینکه میخواهد صاحب یک مزرعه پرورش اسب شود، در هفت صفحه شرح داد . او رویاهایش را با جزئیات بسیار دقیقی توضیح داد و حتی نقشه ای از یک مزرعه ۵۰ هکتاری را کشید و جای تمام ساختمان ها ، اسطبل ها و زمین های تمرین و پرورش اسب را روی آن مشخص کرد . سپس نقشه ی دقیقی از یک خانه ویلایی هزار متری کشید که درهمان مزرعه واقع میشد .

او با جان و دل روی این پروژه کار کرد و روز بعد آن را به معلمش تحویل داد .

دو روز بعد ، وقتی برگه هایش را تحویل گرفت ، روی صفحه ی اولش نوشته شده بود : خیلی بد

پسر رویایی داستان ما ، پس از کلاس به سراغ معلم خود رفت و از او پرسید که برای چه روی برگه اش نوشته : خیلی بد! معلم پاسخ داد : چون رویایی دست نیافتنی است ! تو پولی نداری و از خانواده ای سرگردان و بی خانمان هستی و هیچ پشت و پناهی هم نداری … تملک مزرعه پرورش اسب پول زیادی می خواهد ؛ باید پول زیادی بابت خرید زمین و خرید اسب های اصیل که بتوانی از زاد و ولد آنها اسب پرورش بدهی پرداخت کنی . ضمنا ، برای بنای ساختمان ها و اصطبل ها هم مبلغ هنگفتی باید پول هزینه کنی ؛ همان طور که می بینی ، تو هرگز نخواهی توانست چنین کاری بکنی و بعد اضافه کرد : فرصت دیگری به تو می دهم . اگر در مورد هدف دست یافتنی تری بنویسی ، نمره ات را تغییر می دهم .

پسر به خانه برگشت و درمورد صحبت های معلمش فکر کرد . در نهایت به سراغ پدرش رفت و از او پرسید، بهتر است چکار کند . پدرش گفت : تو باید خودت در این مورد تصمیم بگیری، هر چند که فکر میکنم این تصمیم گیری برای آینده ات بسیار مهم است .

سرانجام پس از یک هفته فکر کردن ، پسر همان اوراق را به معلم بازگرداند و هیچ تغییری در آنها ایجاد نکرد ، فقط روی یک برگه نوشت : « شما می توانید نمره بدی برایم منظور کنید ولی من ترجیح میدهم رویاهایم را حفظ کنم !» و بعد آن برگه را به همراه بقیه ورقه ها به معلمش داد .

سپس « مونتی » رو به من کرد و گفت : این داستان را برایت تعریف کردم ، چون تو هم اکنون در خانه ۱۰۰۰ متری من ، وسط یک مزرعه ۵۰ هکتاری پرورش اسب قرار داری . من هنوز اوراق مدرسه را حفظ کرده ام و می توانی قاب شده آنها را روی شومینه ببینی… سپس ادامه داد ، بهترین قسمت داستان چند سال پیش اتفاق افتاد که همان معلم ، ۳۰ دانش آموز را برای اردوی یک هفته ای به مزرعه ام آورد .

وقتی داشتند می رفتند ، رو به من کرد و گفت : راستش مونتی ، الان می فهمم زمانی که معلمتان بودم ، بعضی وقت ها رویاهای شاگردانم را می دزدیدم . طی آن سال ها رویاهای بسیاری از بچه ها را دزدیدم ، ولی خوشبختانه تو آنقدر سرسخت بودی که تسلیم نشدی .

 

۲۷ تیر ۹۵ ، ۰۴:۵۲ ۱ نظر
mihan idea